شاه محمود داعى شيرازى
31
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )
- سخنى چند از مشايخ ما * به تبرك نوشته در هرجا تا هزار است اندر اين ز كلام * جمع كردهست حجة الاسلام - بر جنيد ابلهى گرفت اين دق * كه چه دارى دليل هستى حق ؟ پير دم زد ز عالم ارواح * گفت : اغنى الصباح عن مصباح - سخن آنكه مرد آگاه است * « ليس فى جبّتى سوى الله » است - مگر از شبلى آن يكى پرسيد * چون ورا ديد مرد دانش و ديد كه : من العارف ؟ او به لفظ عرب * گفت : فى الحال هاهنا فذهب - ديد بابا حسن ز رنج وفات * عاميى اوفتاده در سكرات گفت بيچاره را نخستينبار * جانسپارىست ، زان شدست افگار جان برآورد در دمى صد بار * هر كه يك دم شدست محرم يار - داد زد پس امام غزالى * از غم ضعف دين و بدحالى گفت هان دين خويش دريابيد * از پى دفع ، زود بشتابيد پس از بررسى آثار منظوم شيخ ، به آثار منثور او مىرسيم : رساله حق اليقين فى معرفة ربّ العالمين نوشتهاى است مشتمل بر هشت باب به تعداد درهاى بهشت . اين رساله داراى نثرى بسيار فصيح و روان است و شميم كلام پير هرات خواجه عبد الله انصارى از آن استشمام مىشود . اين هشت باب عبارتند از : باب اول در ظهور ذاتى حضرت حق و بيان مقام معرفت . باب دوم در ظهور صفاتى حق تعالى و بيان مقام علم . باب سوم در مظاهر و مراتب آن و بيان مبدأ . باب چهارم در وجوب وحدت او تعالى و تقدس . باب پنجم در ممكن الوجود و كثرت . باب ششم در تعيّن و حركت و تجدّد تعيّنات . باب هفتم در حكمت تكليف و جبر و قدر . باب هشتم در معاد و بيان حشر و حقيقت فنا و بقا .